خرید بک لینک
مساله لزوم گرون شدن بنزین و دیگر حاملهای انرژی برای همه یک موضوع بدیهیه.یعنی هر فرد عاقلی میفهمه که بنزین ارزون باعث کاهش کارآمدی انرژی، افزایش قاچاق و هدر رفت سرمایه کشوره و باید قیمت بنزین و گازویل و برق و ... دیر یا زود بره بالا.بابت همین قضیه هر چند روز یه بار از یه گوشه ای شایعه جهش قیمت بنزین مطرح میشه.ولی دولت از بابت تبعات مسائل امنیتی و تورم فعلا نخواسته، نتونسته، ترسیده یا چی، فعلا هر بار تکذیب کرده.از یه طرف هر روز 20 میلیون لیتر کسری داریم و از طرف دیگه سالگرد شلوغی ها پیش روست.طی هفته گذشته دو نفر که یکیشون رئیس شرکتمونه ازم پرسیدن به نظرت سالگرد مهسا شلوغ میشه؟ به جفتشون گفتم به نظر من نه، چون شلوغی تو ایران همیشه یه درایور داشته. سالگردها هیچموقع قدرت درایور شدن رو نداشتن. همیشه هم سالگردها تبلیغ میشد که شلوغ کنید ولی هیچموقع اتفاقی نیوفتاد. ولی خب به هر حال ریسکش هست و دولت نمیخاد این بهونه رو بده دست مردم. اگه بنزین الان گرون شه قضیه سالگرد میوفته رو گرونی بنزین و شاید درایور لازم رو ایجاد کنه. به همین خاطر دولت تا جایی که بتونه مخصوصا تو این مرداد شهریور و مهر نباید بنزین رو گرون کنه.فک کنم 2-3 هفته پیش بود همکارم گفت کل دیشب رو نخوابیدم، از ترس این که بنزین رو میخان بکنن 10 تون یا 18 تومن. میخام بگم بار روانیش برای جامعه سنگینه و میخان مدیریت کنن. پریروز 6 میلیارد دلار کره آزاد شد و خرج یکی دو ماه آینده اومد. با این حال دیروز به پمپ ها گفتن دیگه بدون کارت بنزین ندید. این طوری میخان قضیه رو کش بدن تا سالگرد با یه حاشیه امنی رد شه تا بعد تو یه فرصت مناسب گرون کنن. شاید بیوفته اوایل زمستون یا احتمال زیاد از اول سال بعد.

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 19:13

یه سری (نویسنده-کارگردان) هایی هستن که به مرور زمان رشد میکنن. اول یه مشکلی میبینن، یه فیلم دربارش میسازن. بعد میفهمن مشکل بزرگتره، یه تبیین دقیقتری میکنن. آخر سر نگاهشون به خودشون و جهان اطرافشون کاملتر و دقیقتر میشه و یه شاهکار خلق میکنن. به ته داستان میرسن و بهترین اثر خودشونو میسازن. و بعدش دیگه تموم میشن. دیگه نمیتونن حرف جدیدی بزنن و یواش یواش کمرنگ میشن و تموم میشن.(نویسنده-کارگردان) های خارجی هم همینن. اون ته ته جهانبینی و دغدغه هاشونو فیلم میکنن و بعدش تموم میشن. بعضیاشون که خیلی خوبن، همون محتوا رو در قالب ها و اشکل جدیدی نشون میدن و از روی یه محتوا چند جور فیلم میسازن و پول در میارن. برای مثال کریستوفر نولان تمام هنرش تو فیلمهاش اینه که یه تکنولوژی جدیدی اختراع شده و یه سری آدم از این تکنولوژی علمی سوء استفاده کردن، یه منجی پیدا میشه که جلو فاجعه رو میگیره. همین محتوا رو از روش فیلم اینسپشن(تکنولوژی دستگاه خواب مشترک)، پرستیژ(تکنولوژی کپی کردن اشیاء)، اینتراستلر(تکنولوژی سفر در فضا-زمان)، تنت(تکنولوژِ معکوس کردن زمان) میسازه. همشون عین همن. اوپن هایمر رو ندیدم ولی احتمالا اونم همین باشه. تکنولوژی بمب اتم. یا مثلا جیمز کمرون فیلم های مهمش ترمیناتور-تایتانیک-آواتار همشون محتوای یکسانی دارن. یک مردی از یک جای بد منتقل میشه به یه جای خوب، تو این سفر عاشق میشه و در راه عشقش کشته میشه... یک محتوا با ریخت های متفاوت. یا تارانتینو در فیلم های پالپ فیکشن و روزی روزگاری در هالیوود. اینا خیلی هنر مند هستن و توانایی اینو دارن که ایده اصلی زندگیشونو به روشهای مختلف فیلم کنن.ولی ایرانی ها نمیتونن یه ایده رو به چند شکل بیان کنن. به یه روش که بیان میکنن تموم میشن. طبیعی هم هست. چو

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1402 ساعت: 19:13

دیروز بارون اومد و هر قطره بارون پر خاک بود. وقتی رسیدم خونه ماشین گل خالی شده بود.داشتم فکر میکردم کارواش دارها الان دارن خداشو شکر میکنن. یک پدیده، برای یکی خیر و منفعت، برای یکی دیگه دردسر.تصادف برای تصادف کننده مصیبت، برای صافکار و نقاش نعمت.جنگ و تحریم، برای بعضی مردم مصیبت، برای دیگر کشور ها و یا سیاستمداران داخلی نعمت.گرونی، برای کارگر مصیبت، برای تولید کننده نعمت.آتیش سوزی انبار لوازم خونگی برای صاحبش بدبختی، برای تولید کننده رقیب، بهترین فرصت سهم گیری در بازار.دنیای جالبیه.

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 14:34

یه جایی از فیلم پلتفورم باراد و گورنگ سوار سکو شدن و میرن پایین طبقه به طبقه مردمو میزنن تا برسن به طبقاتی که غذا نمیرسه بهشون.تو یکی از طبقات یک پیرمرد ویلچری و ملازمش هستن. باراد رو میشناسه و معلومه قبلا براش معلمی کرده بوده. با تعجب ازش میپرسه باراد داری چی کار میکنی؟ باراد میگه داریم میریم پایین به مردم فقیر طبقات پایین غذا بدیم، کار بدی میکنیم؟ پیرمرده میگه نه، شما کار بدی نمیکنید ولی چرا مردم طبقات بالا رو میزنید؟ اول باهاشون صحبت کنید. باراد میگه خب اگه قانع نشدن چی؟ پیرمرده میگه اگه با حرف قانع نشدن اونوقت بزنیدشون.سکو ازون طبقه میاد پایین تر و پلان بعدی نشون میده دوباره باراد و گورنگ دارن میزنن. بدترم میزنن...این موضوع رو واسه این گفتم چون میبینم بعضیا تبلیغ میکنن ما رفتیم با یه خانومی که روسری نداشت با دلیل و منطق و با روی خوش صحبت کردیم مطیع و هدایت شد. یاد روش صحبت باراد اوفتادم. اگه جواب نداد بعدش میزنیم... واصولا بعد مدت اندکی براشون روشن میشه که جواب نمیده و همون میزنیم میاد تو دستور کار. مثل سابق. بلکه بدتر.

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 14:34

امروز تولد ۵ سالگی وبلاگمه. تجربه خوبی بوده تا الان. تا باد چنین بادا.

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 14:34

از دو سه روز پیش دیدم زمزمه میکنن دمای بالای 40 درجه بشه باید تعطیل کنیم.

الان گفتن فردا و پس فردا (چهار شنبه و پنجشنبه) کشور تعطیله. دلیل دمای 40 درجه. اشعه یو وی بیش از حد.

تا پارسال دمای بالای 50 هم تعطیل نمیشد...

این یعنی مردم راهی مسافرت خواهند شد و شهر خیلی خلوت میشود.

خیابانها به طرز عجیبی پر پلیس شده.

خدا میدونه چه خبر مهمی اتفاق افتاده...

بنزینه؟ جام شربته؟ گرونی نونه؟

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 13:28

اگه بازنشسته بودم درخواست میدادم زمین بگیرم میرفتم تو جزایر مورد اختلاف مثل ابوموسی زندگی میکردم. وسط گرمای بالای 50 درجه به دور از شهر و مردم. یه مقدار به اعمالم فکر میکردم... احیانا اگه امارات به هر دلیلی پیروز میشد و جزایر رو تصاحب میکرد و رحم میکرد مارو بیرون نمیریخت، میشدم شهروند امارات. شاید برای بچه هام خوب میشد.

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 13:28

امروز یکی از دوستانم نوشته بود: فردای روز که اوضاع تغییر کرد، یعنی چه قدر طول میکشه که ایران ساخته بشه.دیدم موضوع مهمیه و خواستم از نظر خودم این سوالو جواب بدم.به نظر من، فردایی برای ایران وجود نداره. ایران همه چیزشو از جمله آب، نفت، معادن، جنگل ها و حتی نیروی انسانی جوانشو مصرف کرده و سوختی برای شروع دوباره نداره. مثل ماشین مستهلکی که بنزین تموم کرده و تا وسط کویر رفته و نای بازگشت نداره. ایران به نابودی تمدنی دچار خواهد شد.ایران مثل درختیه که شپش ها تا ته شیره اش رو میمکن و بعد خشک شده و خود شپش ها و همه برگ و میوه هاش با هم خواهند مرد.اعتقاد دارم این قضیه رو نسل ما خواهد دید و دیری نخواهد پایید.همونطور که قبلا هم گفته بودم به نظر من این اوضاع از ۵-۶ سال دیگه خودشو نشون میده. یعنی دورانی که اوج تقاضای جهانی نفت رو رد کنیم، قیمت نفت شروع به کاهش کنه، گرمای جهانی بیشتر بشه، مهاجرتهای استانی شدت بگیره، سفره های زیر زمینی کامل تخلیه بشه و جمعیت جوان دهه ۵۰ به مرز پیری برسه و صندوقهای بازنشستگی بحرانشون عمیقتر شه و تورم به چند هزار درصد برسه. از طرف دیگه دوره ریاست اصولگرایان تموم شه و جنگ قدرت در بگیره و از همه مهمتر، سران پیر کشور دسته جمعی شروع به فوت کنن و انگیزه ادامه اداره سیستم از دست بره.فقط اینو بگم که ترکیه و عراق از الان دیوار مرزیشونو دارن میکشن. شاید مهاجرت به افغانستان رو شاهد باشیم...

برچسب: نویسنده: مینا صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1402 ساعت: 13:28

صفحه بندی